با هم بودن است که ما را به هدف می رساند نه تنهایی!!!

نمايش همه خبرها

آدرس دائمي : تاریخچه گوگل  تاریخچه گوگل
جمعه 29 آبان 1388زمان ارسال مطلب
تاریخچه گوگل

گوگل کار خود را به عنوان یک پروژه تحقیقات در اوایل سال 1996 به وسیله "لاری پیج" و "سرجی برین" که دو دانشجو PHD از دانشگاه "استنفورد" بودند شروع کرد. آنها می خواستند فرضیه خود را در  مورد اینکه "اگر  موتورهای جستجو پایه و اساسشان بر روی تحلیل رابطه بین وب سایت ها باشد نتیجه بهتری نسبت به روش های رایج و کلی آن زمان داشت" را گسترش دهند. این روش را در اول نامیدند "BackRub " به خاطر اینکه سیستم لینکهای قبلی و داد شده را چک می کرد و اهمیت یک سایت را تخمین می زد. (در آن زمان یک موتور جستجو کوچکی به نام "RankDex"ُ با همین استراتژی کار می کرد.)Screenshot of Google.co.uk homepage

آنان متقاعد شدند که صفحاتی که لینکهای

بیشتری  به  آنها از طرف صفحات معتبر دیگرداده شده دارای اهمیت و ارتباط بیشتری میباشند."پیچ" و "برین" تصمیم گرفتند ایده و فرضیه و یافته خود را بعنوان قسمتی از تحصیلات دانشگاهی برای موتور جستجوی خودشان انجام دهند.

دامین" www.google.com "را در پانزدهم سبتامبر سال 1997 ثبت کردند. سپس رسما کمپانی گوگل را در هفتم سال 1998 در گاراژ یکی از دوستانشان در "Melno Park " در کالیفرنیا ایجاد کردند. سپس در فبریه سال 1999 کمپانی منتقل شد به دفتری در "165 University Avenue" در "پالوآلتو" به خانه شماری از "Silicon Valley Technology" و ادامه کار داد.گوگل در سال 1999 شکست بسیار بزرگی خورد، زمانی "altavista" مشهورترین موتور جستجو نزد کاربران مطلع بود.پس از این شکست گوگل دوباره به صورت دریچه ای جدید بازگشت و آن کابران را منحرف کرد.سپس مکان گوگل به سرعت هر چه تمام تر در "University Avenue"گسترش یافت. بعد گوگل در ساختمان های بسیار زیادی در کنار هم در " Amphitheater Parkway"  سال 2003 مستقر شد.

موتور جستجو  گوگل به خاطر سادگی و تمیزی طراحی(تقلید شده از "altavista" اولیه) و نتایج جستجو مرتبط آن در میان کاربران اینترنت جای بخصوصی  برای خود باز کرد.در سال 2000 گوگل شروع کرده بود به فروش تبلیغات به وسیله فروش کلمات کلیدی که مرتبط و آشنا تر برای کاربران بود.تبلیغات بر اساس متون بودند تا صفحات دارای طراحی ساده و سبک و به اصطلاح "Fast-loading" باشند. مفهوم و ایده فروش کلمات کلیدی (Keywords) برای تبلیغات به وسیله "Overtrue" برای اولین بار بنیان گذاشته شده بود.

 اینجا سابقا "Goto.com" بود.هنگامی که بسیاری از دات کامها و دوستان داشتند سقوط می کردند، گوگل بی سر و صدا صعود و پیشرفت بسیاری کرد و دریچهای بسیاری از سود و منفعت برایش باز شد.google Logo

U.S. Patent 6,285,999  مکانیزم ارزشدهی گوگل

 به صفحات(PageRank) در چهارم سبتامر سال 2001 برنامه ریزی شد. حق امتیاز آن به صورت رسمی به دانشگاه استنفورد واگذار شد  و  در لیستهای "Laerence Page" به عنوان یک اختراع ثبت شد.

در فبریه سال 2003 ، "پیرا لبز" را که الان صاحب "Blogger" و مبتکر و هدایت کننده وب سایت فضا دهنده گوگل برای وبلاگ می باشد را بدست آورد . این دستاورد به نظر می آمد که هم طراز با ماموریتها و موقعیتهای کلی گوگل نباشد. هرچند که این حرکت توانایی کمپانی را برای بدست آوردن اطلاعات از این سو و آنسو از پستهای بلاگها تامین می کرد تاسرعت و روابط بین موضوعهایی که شامل "اخبار گوگل" می شود رابهتر کند.

در اوج موفقیت گوگل در اوایل سال 2004 ، او دارای بیشترین درخواست جستجو نسبت به "Yahoo! " و "AOL" و "CNN.[2]  " که حدود 80 درصد می باشد را داشت. بخشی از مردم گوگل را در فبریه سال 2004 زمانی یاهو! تکنولوژی جستجو گوگل را به کنار گذاشت کنار گذاشتند تا نتایج مستلی بدست آورند. به خاطر افزایش جمعیت مدارک و استفاده کنندگان گوگل واژه "Google "  در آمریکای شمالی به عنوان فعل و اسم دخیل به معنی "انجام دادن جستجو (مخصوصا در موتور گوگل)" وارد زبان آنان (فکر کنم انگلیسی) شد.

گوگل کدهای اداره کننده اش را که موسوم به "Don't Be Evil" بود اظهار و فاش کرد.آنها سایتشان حاوی چیزهای خنده دار و جالبی از جمله طراحی و دگرگونیهای کارتونی [3]  در لوگوی خود برای موقعیتهای مخصوص(مثل نوروز امسال) و نمایش سایت با زبانهای ساختگی مانند زبان خنده دار "Kilingon [4] " و "Leet[5] " و همچین احمقانه ترین جکهای آپریل"[6] "در مورد خود کمپانی.

حدس زده می شود که واکنش و پاسخ گوگل به جستجوها یاهو!  شخصی می شود. از اطلاعات شخصی مانند "Orkut , Gmail , Froogle " برای دادن نتایج بر اساس چیزهای شخصی استفاده می شود. در حقیقت، یک قسمت برای جستجوهای شخصی گوگل "]7[beta" و "Google Labs" قرار دادند که به صورت آزمایشی در حال فعالیت می باشند.

 

ریشه یابی لغت گوگل

واژه "google" نزدیک به واژه "Googol" که به وسیله "میلتون سیروتا" که برادر زاده ریاضیدان بزرگ آمریکایی "ادوارد کانسر(1993)" بود ابدا شد تا عددی را نشان دهد که یک به دنبال آن 100 تا صفر باشد.استفاده گوگل از این لفظ ماموریت گوگل را برای سازماندهی کردن انبوهی از اطلاعات حاضر در وب بازتاب کرد.علاوه بر نمایش آن، ساختمان اصلی و دفتری گوگل"Googleplex" نامیده شد. گوگلپلکس از 1 هست تا "googol"تا 0 (100تا صفر) و ساختمان اصلی دفتری آن متشکل است از تعداد و انبوهی از ساختمانهایی پیچیده.( "cf-multiplex" , "Cineplex" و غیره)

 

اولین پیشنهاد فروش سهام به عموم و بازرگانی(IPO)

سرمایه گذاران عمده و اصلی گوگل که سرمایه ی اولیه بازرگانی را دادند "کلاینر پرکین کافیلد" و "بایرز" و "سرمایه سکویا" می باشند. در اکتبر سال 2003 هنگامی که بحث بر IPO (Initial Public Offering of shares) بود ، امکان پیشنهاد همکاری و ادغام دو کمپانی از طرف مایکروسافت بود و داده شد ولی به آن اندازه جامه عمل به خود نپوشید.

در ژانویه سال 2004 گوگل خبر داد از اجاره کردن "مرگان استنلی" و "گلدمن ساچز گروپ" منظم کردن IPO .  آن IPO (یکی از بیشترین چیزهای که از آن انتظار می رفت در تاریخ) طرح ریزی شد برای بیشتر از 4 ملیارد دلار .بر اساس گفته بانکداری که در این معمله پی گیر بود، این معامله چیزی حدود 12 میلیارد  جمع آوری سرمایه ی بازار را برای گوگل داشته است.(Market Capitalization).

در بیست و نهم آپریل سال 2004 گوگل " "S-1 Fromرا با سیستمهای امنیتی و کمسیون بورسی برای یک IPO ضبط و بایگانی کرد تا آن را بالا ببرد به اندازه "USD $2,718,281,828(منظور دلار آمریکا)" (نکته جالب و خنده دار این است که این مقدار برار عدد ریاضی "e = 2.718281828..." است!). ضبط و بایگانی این قضیه فاش شد زمانی که گوگل از سال 2001 سودی از $105.6 میلیون دلار از سود سهام تا $961.8 میلیون دلار تا سال 2003 بدست آورد.

در ماه می سال 2004 رسما برای IPO از "گلدمن ساچز" و "مرگان استنلی" و "Credit Suisse First Boston" جدا شد تا در بیمه عضو شود(Underwriters). آنها اولین پیشنهاد خود(IPO) را به صورتی غیر معمول  در مزایده قرار دادند( به طور کامل و دقیق در "Dutch Auction") و به همین ترتیب هر کسی می توانست در پیشنهادات شرکت کند.

بعد از مقداری لغزشهای اولیه که به خاطر تخصصی بودن آن بنده ذکر نکردم، اولین پیشنهاد عمومی(IPO) گوگل در نوزدهم آگست سال 2004 19,605,052 سهم در هر سهم $85 پیشنهاد می شد. از آن ، 14,142,135 (یک چیز خنده دار دیگر این بود که این مقدار برابر با √2 = 1.4142135... بود!) معلق بود در دست گوگل و 5,462,917 از فروش به سهام داران بدست آمد. این حراج رسید به$1.67 میلیارد که از آن تقریبا $1.2 میلیارد رفت برای گوگل. 271 میلیون سهم گوگل به دست خود گوگل کنترل و اداره می شد. آن IPO برای گوگل $23 میلیارد از سرمایه بازار حاصل کرد . بسیاری از کارمندان گوگل به سرعت میلیونر شدند. به صورت جالبی Yahoo! هم که 2.7 سهم از گوگل داشت سود عظیمی بدست آورد. این کمپانی وارد بازار سهام و ارزی"NASDAQ" با نشان "GOOG" شد.

 

امروز گوگل

 از آن IPO که آنان را میلیونر کرد به بعد ، سهام سرمایه بازاری گوگل بسیار صعود کرد و قیمت سهام به بیش از دو برابر افزایش یافت.در نوزدهم آگست سال 2004  مقدار برجسته سهم ها 172.85 میلیون بود. در ژانویه سال 2005 سهم ها به صورت برجسته ای از 100 میلیون به 273.42 میلیون افزایش یافته که 53% آن به دست داخلیها گرفته شد که این وضعیت معلق را به 127.70 میلیون رساند ( بیشتر از 110 میلیون سهم در اولین روز تجاری). گفته شده است که دو موسس و بنیانگذار چیزی حدود 30% از سهمها را گرفته اند. کمپانی هیچ خبری در مورد سهم های نگهداری شده در آمار Q3 2004 نداده است.

در یکم ژون سال 2005 سهم های گوگل سودی نزدیک 4 درصد بعد از "Credit Suisse First Boston" بدست آورد که قیمت هدف و نهایی آنان در سهام را به $350 رسانید. در همین زمینه شایعاتی در جامعه ی تجاری گسترش یافت که گوگل به زودی داخل "S&P 500" می شود (منبع: Google Shares Rise on New Price Target . L.A.Times). زمانی که کمپانی در لیست "S&P 500" اولین بود آنها به نوعی بیشترین قیمت سهام در کل بازار را تجربه کردند. در هفتم ژون سال 2005 گوگل ارزشی معادل با $80 میلیارد یافت و این آنان را بزرگ ترین کمپانی مدیا در جهان به وسیله ارزش بازار سهام ساخت (حتی از"Time Warner" هم جلو افتادند!). البته اندکی بعد ، ارزش سهام آنان مقداری نزول کرد و دوباره "Time Warner" با ارزش تر شد.

 

درآمد کارمندان

حقوق کارمندی در گوگل، بررسی شده که کمتر از استاندارد صنعت است. به عنوان مثال ریس سیستم درامدی کمتر از $33,000–37,000 دارد که این مقدار از طبقات استاندارد "Bay Area" کمتر است.Logo and lego

هرچند، این حقوق کم این چشم انداز

 ستاره ای گوگل در کارش ادامه به جذب درخواست

 بیش تر از حال می کند

( در این رابطه بیشتر از"Bay Area" کمپا

نی ها).در نتیجه این طوری که گزارش

 شده گوگل نقش بسزایی در شغلسازی

 داشته است.(حتی برای وکیلان بی کار

و دنبال کار!)

 

مدیریت

به این صورت« شغل:اسم ، پاداش (در ژون سال 2005 سن»

CFO (chief executive officer ): Eric E. Schmidt ، 50, $82K

CFO (chief financial officer ): George Reyes ، 51, $781K

ریس تکنولوژی: Sergey Brin ، 31, $45K

ریس تولیدات و محصولات: Larry E. Page ،   32, $45K

نایب ریس فروش جهانی: Omid Kordestani ، 41, $572K (ایشان ایرانی هستند!)

نایب ریس شرکت توسعه و اطلاعات: David C. Drummond ، 42, $776K

 



آدرس دائمي : مردي كه مي‌توانست ‌بيل گيتس باشد   مردي كه مي‌توانست ‌بيل گيتس باشد
پنجشنبه 21 آبان 1388زمان ارسال مطلب
مردي كه مي‌توانست ‌بيل گيتس باشد

 بيش از بيل گيتس من گری کیلدال را دوست دارم!!!


اشاره :

صنعت كامپيوتر مملو از شخصيت‌هاي بزرگ و داستان‌هاي عجيب است. اما يكي از اين داستان‌ها به مرور به يك افسانه‌ بدل شده‌است. اين داستان، سرگذشت يكي از پيشكسوتان دنياي نرم‌افزار است كه فرصت بزرگي را از دست داد. Garry Kildall كسي بود كه مي‌توانست سيستم عامل اولين كامپيوتر شخصي IBM را تأمين كند و در رقابت با بيل گيتس و مايكروسافت، كنترل آينده تكنولوژي را به دست بگيرد. ولي اين بخت را از دست داد و شايد بخت معرفي‌شدن به عنوان ثروتمند‌ترين فرد جهان را هم از دست داده باشد.


منبع: بيزنس ويك‌

ماجرا از اين قرار بود كه در يك روز سرنوشت‌ساز تابستاني در سال 1980، سه آي‌بي‌امي محافظه كار به ديدار يك گروه از برنامه‌نويسان هيپي در شركت Digital Research INC مي‌رفتند و اميدوار بودند كه بتوانند مجوز سيستم عامل پيشتاز صنعت اين شركت، به نام CP/M را بگيرند.
 
در عوض، بنيانگذار يعني همين گري كيلدال، آدم‌هاي IBM را رها كرد و سوار ‌بر هواپيمايش به تعطيلا‌ت رفت. آي‌بي‌امي‌ها هم با دلخوري از اين موضوع، به سراغ بيل گيتس و سيستم عاملش رفتند. اين حكايت آن قدر تكرار شده كه اگر به كسي بگوييد: <روزي كه گري كيلدال با هواپيمايش رفت>، بقيه داستان را خودش مي‌داند. اگر چه كيلدال به خاطر ابداعات فني بسياري كه دارد، تقدير مي‌شود، اما خيلي‌ها معتقدند وي يكي از بزرگ‌ترين خطاهاي تاريخ كسب‌وكار را مرتكب شد.

اگر اين اتفاق نمي‌افتاد، چه؟ چه مي‌شد اگر IBM و مايكروسافت، كيلدال را، نمي‌گوييم از يك ثروت هنگفت، ولي از اعتبار بزرگي در انقلاب PC محروم نمي‌كردند؟ اين فرضيه اصلي يكي از بخش‌هاي كتابي است به نام <آمريكا را آن‌ها ساختند>؛ يك كتاب تاريخي جدي، اثر نويسنده بلند آوازه و سردبير سابق چند روزنامه. اين كتاب كه توسط نشر Little Brown چاپ و منتشر شده‌است، 70 مبتكر آمريكايي را مورد بررسي قرار داده و درواقع پيش‌درآمدي است براي جلدهاي بعدي.

و با اين‌كه ساير نويسندگان مطالب فني ماجرا‌هاي كيلدال را مطرح كرده‌اند، اما ايوانز بخش مربوط به كيلدال را بر اساس خاطرات 226 صفحه‌اي خود كيلدال نوشته  كه هيچ وقت منتشر نشده است. كيلدال اين خاطرات را درست قبل از مرگش در سال 1994 نوشته بود. اوايل به نظر مي‌رسيد كيلدال بهترين كسي است كه مي‌شد آينده صنعت نوپاي كامپيوتر را در چشمان او جستجو كرد. اما كم‌كم كه به اواخر عمرش نزديك شد، سر از ميخانه‌ها در‌آورد و گرفتار الكل شد تا اين كه در سن 52 سالگي دار فاني را وداع گفت.

<آمريكا را آن‌ها ساختند> كتابي است كه سوابق برخي از بازيگران كليدي عصر كامپيوتر آن زمان را مورد حمله قرار داده است؛ به طور مشخص گيتس، IBM، و تيم پاترسون، برنامه‌نويس سياتل كه سيستم عاملي به نام QDOS را بر مبناي CP/M نوشت كه بعدها همان DOS شد. آن طور كه كتاب نوشته، به خاطر حاكم شدن بيل گيتس به جاي مغزي چون كيلدال است كه <ما مجبوريم بيش از يك دهه خرابي‌هاي عجيب و غريبي را تحمل كنيم كه هيچ وقت هزينه‌هاي آن‌ محاسبه نشده‌اند>. ديويد لفر، يكي از همكاران ديوانز در تأليف كتاب مي‌گويد: <ما داريم سعي مي‌كنيم خاطرات را اصلاح كنيم. سيستم عامل پي‌سي را گيتس اختراع نكرده، و هر جا نوشته‌اند كه او اين كار را كرده اشتباه است>.

هيچ شكي نيست كه كيلدال يكي از پيشتازان اين صنعت بوده است. او با ابداع اولين سيستم عامل ريزكامپيوترها در اوايل دهه 1970، امكان ساخت اولين كامپيوترهاي شخصي را براي شركت‌ها و علاقه‌مندان فراهم كرد. صرف‌نظر از مسائل قانوني، سيستم عامل اوليه داس مايكروسافت تا حدودي بر مبناي سيستم‌عامل CP/M كيلدال نوشته شد. بينش او اين بود كه با ساخت سيستم عاملي مجزا از سخت‌افزار، مي‌توان برنامه‌ها را در كامپيوترهايي به‌اجرا درآورد كه سازندگان متفاوتي دارند. به قول تام رولاندر، دوست كيلدال و رئيس سابق DRI، <چيزي كه گري را واقعاً سر حال مي‌آورد، نوآوري بود>.

با اين وجود، كتاب ايوانز به طور كامل روشن نكرده است كه كيلدال چگونه مغلوب گيتس شد. اين كتاب اساساً بر نوشته‌هاي كيلدال، خانواده، و دوستان او تكيه كرده است. ايوانز مي‌گويد: از گيتس درخواست مصاحبه كرده، اما مايكروسافت نپذيرفته است. او با IBM يا Paterson تماس نگرفته، ولي از بريده نشرياتي كه قبلاً اين موضوع را چاپ كرده‌اند، استفاده كرده است. IBM حاضر نشد براي اين مقاله با بيزنس‌ويك صحبت كند.

اما مسؤلا‌ن سابق اين شركت، با برداشت كيلدال از وقايع مخالفت كردند. مايكروسافت كتاب را <جانبدارانه و ناصحيح> مي‌داند و مي‌گويد: شركت به <نقش بنيادين> خود در صنعت افتخار مي‌كند. پترسون قبول ندارد كه مالكيت معنوي كيلدال را به سرقت برده است و مي‌گويد: تعجب مي‌كند كه نويسندگان با وي تماس نگرفتند <شايد فكر كنيد آن‌ها مي‌خواسته‌اند. ولي پيداكردن من كار سختي نيست>.

خاطرات مبهم
چيزي كه پيدا كردنش سخت است، حقيقت است. با وجود ده‌ها مصاحبه‌اي كه بيزنس‌ويك با افراد درگير با اين ماجرا انجام داده، هيچ تصوير واضحي از روزهاي سرنوشت‌ساز تابستان سال 1980 به دست نيامده است. با اين كه كيلدال در خاطراتش ادعا كرده كه روز اول با IBM ملاقات داشته و با هم دست داده‌اند، اما وكيل خود DRI در آن زمان مي‌گويد: هيچ توافقي صورت نگرفت.

يكي از آي‌بي‌امي‌هايي كه آن روز به DRI رفته بود، تأكيد دارد كه با كيلدال صحبت نكرده است. اما جك سمز، يكي ديگر از آن‌ها، مي‌گويد: احتمال دارد به كيلدال معرفي شده باشد. ولي چيزي يادش نمي‌آيد. سمز مي‌گويد: حافظه ضعيف و روايت‌هاي متضاد از اين ماجرا اجازه نمي‌دهند بتوان به طور دقيق به ياد بياورد كه در آن روزها چه گذشت: <به آن روزها كه نگاه كنيد، مي‌بينيد خيلي از اطلاعات، از روي عمد به صورت نادرست منتشر مي‌شدند>. او با اشاره به اين كه ابتدا IBM مدعي بود كه اولين سيستم‌عامل را خودش اختراع كرده است، مي‌گويد: <ما مي‌گفتيم كار ماست، كيلدال مي‌گفت كار اوست، مايكروسافت هم مي‌گفت كار آن‌هاست>.

با اين‌حال شروع ماجرا هيچ نقطه ابهامي ندارد. چند تن از آي‌بي‌امي‌ها كه براي ساخت كامپيوتر شخصي روي پروژه‌اي سري كار مي‌كردند، در آگوست سال 1980 به سياتل پرواز كردند تا ببينند گيتس سيستم عاملي دارد كه در اختيارشان بگذارد يا نه. او چنين سيستم عاملي نداشت و آن‌ها را به كيلدال ارجاع داد. روز بعد كه آن‌ها در شركت DRI حضور يافتند، همسر آن زمان كيلدال، كه مدير فروش شركت هم بود، حاضر نشد قرارداد
 non-disclosure (روِيت نشده) آن‌ها را امضا كند.

كيلدال چگونه باخت

در روزهاي سرنوشت‌ساز تابستان 1980، گري كيدال، پيشتاز عرصه نرم‌افزارهاي PC، فرصت تأمين سيستم‌عامل اولين PC ساخت IBM را از دست داد و اين فرصت طلا‌يي را به بيل ‌گيتس تقديم كرد. مروري مختصر برآنچه كه اتفاق افتاد: 

21 آگوست 1980: آي‌بي‌امي‌ها به ديدن بيل گيتس رفتند و طرح‌هاي خود را براي كامپيوترهاي شخصي آينده بازگو كردند. آي‌بي‌امي‌ها متوجه شدند كه گيتس نمي‌تواند سيستم عامل مورد نظر آن‌ها را تأمين كند. گيتس آن‌ها را به گري كيلدال و شركت DRI ارجاع مي‌دهد كه سيستم عاملي به نام CP/M دارد.

22 آگوست 1980: آي‌بي‌امي‌ها در پاسيفيك گرو، به ديدن دوروتي مك ايون، همسر كيلدال و مدير بازرگاني DRI  مي‌روند. آي‌بي‌امي‌ها مي‌گويند: نتوانستند بر سر يك قرارداد non-disclosure با مك ايون به توافق برسند و كيلدال را هم ملاقات نكردند. اما كيلدال در خاطراتش مي‌گويد: آي‌بي‌امي‌ها را ديده و با آن‌ها به يك توافق شفاهي رسيده كه مجوز CP/M را به آن‌ها بدهد.

28 آگوست 1980: گيتس با عقد يك قرارداد مشاوره با IBM متعهد مي‌شود براي كامپيوترهاي شخصي نرم‌افزار بنويسد. سپس سيستم عامل QDOS را كه شبيه به CP/M بود، به قيمت 50 هزار دلار مي‌خرد. مايكروسافت QDOS را دستكاري مي‌كند، نامش را به DOS تغيير مي‌دهد، و مجوز آن را به IBM واگذار مي‌كند.

21 جولاي 1981: كيلدال با IBM درگير مي‌شود. او مدعي است DOS كپي‌رايت CP/M را نقض كرده است. او قبول مي‌كند از IBM شكايت نكند و IBM هم تعهد مي‌دهد در كامپيوترهاي شخصي، از سيستم عامل CP/M استفاده كند.

12 آگوست 1981: IBM با اعلام ورود پي‌سي خود، CP/M را به مبلغ 240 دلار و داس را به مبلغ فقط 40 دلار عرضه مي‌كند. داس خيلي زود CP/M را از دور بيرون مي‌راند و به عنوان سيستم عامل استاندارد كامپيوترهاي شخصي، موقعيت خود را تضمين مي‌كند.

 
او اكنون گرفتار سرطان مغزي است و چيزي از اين ماجرا را به خاطر نمي‌آورد. اما رولاندر، كه آن روز صبح با كيلدال به يك سفر تجاري رفتند، به بيزنس‌ويك گفته است كه عصر همان روز برگشته‌اند و با IBM ملاقات داشته‌اند.

اگر كيلدال آن روز به توافقي هم رسيده باشد، توافق زياد محكمي نبوده است. سمز مي‌گويد: كمي بعد در منطقهPacific Grove به ديدن كيلدال رفته است. اما به توافقي نرسيده‌اند. در همين زمان‌ها، او يك بار ديگر گيتس را ديده است. هم سمز و هم گيتس از سيستم عاملي كه پترسون در شركت كامپيوتري سياتل ساخته بود، خبر داشتند. آن طور كه سمز حكايت مي‌كند: <گيتس گفت: خودت مي‌خواهي QDOS را بگيري يا دوست داري من اين كار را بكنم؟ و من هم گفتم هر جور شده خودت اين كار را بكن>. گيتس برنامه پترسون را با بهاي50 هزار دلار خريد و اسمش را DOS گذاشت. كمي آن‌را تغيير داد و با مبلغي اندك به ازاي هر نسخه، مجوز آن را به IBM واگذار كرد.

شليك به هدف

بيل‌گيتس در سال 1985: سيستم‌عامل داس او، به سيستم‌عامل CP/M، متعلق به كيدال، بسيار شبيه بود.

بيشتر از يك سال طول نكشيد كه كيلدال متوجه شد گيتس، دوست قديمي‌او، قرارداد نرم‌افزار را از چنگش بيرون كشيده است. IBM در مدت كوتاهي نمونه‌هاي آزمايشي پي‌سي خود را قبل از اعلام نهايي، در آگوست 1981، بيرون فرستاد و يكي از مشاوراني كه براي DRI كار مي‌كرد، متوجه شد كه سيستم عامل آن بسيار شبيه به CP/Mاست. اين مشاور به خاطر مي‌آورد كه كيلدال به صفحه نمايش نگاه مي‌كرد و از تعجب ميخكوب شده بود: <پاره‌اي تغييرات ظاهري وجود داشت. اما اساساً همان برنامه بود>.

كيلدال خشمگين شده بود و همراه با جان كتساروس، يكي از معاونان خود، در رستوراني در سياتل به ملاقات گيتس رفت تا اختلافات را حل كند. اما هيچ چيز حل نشد.
 
كيلدال جلوي IBM هم ايستاد. اما مشكلش اين بود كه قانون حق تكثير نرم‌افزار، تازه وضع شده بود و هنوز معلوم نبود چه چيزي تخلف از اين قانون را محسوب مي‌شود. وكيل DRI معتقد است: با توجه به تعدد شباهت‌هايي كه ميان DOS و CP/M مشاهده شد، اگر امروز بود، مي‌توانستيد كار را به دادگاه بكشانيد و راي تخلف از قانون بگيريد. اما سال 1981 چنين چيزي امكان نداشت.

اولين كامپيوتر IBM كه با سيستم‌عامل بيل‌گيتس ارائه شد.

به همين دليل، كيلدال به جاي شكايت‌كردن، موافقت كرد مجوز CP/M را به <آبي بزرگ> بدهد. اما وقتي كامپيوترها بيرون آمدند و ديد كه IBM براي هر نسخه CP/M دويست و چهل دلار مي‌گيرد و براي هر نسخه داس 40 دلار، مات و مبهوت ماند. آن طور كه كيلدال در خاطراتش نوشته است: <به نظر من، كل اين سناريو را IBM طراحي كرده بود تا مفت و مجاني به استاندارد فعلي برسد>.

در عرض چند سال، كامپيوترهاي شخصي IBM روي هر ميزي ظاهر شدند. و مايكروسافت برترين تأمين‌كننده سيستم عامل شد. CP/M به مرور از دور خارج شد. كيلدال هم بالاخره در سال 1991 شركتش را به مبلغ 120 ميليون دلار به ناول فروخت و رفت به سراغ تكنولوژي مالتي‌مديا.

اما ديگر نتوانست بازيگر تعيين‌كننده صنعت باشد. دوستان او مي‌گويند: هر وقت داستان <پرواز در زمان ديدار>IBM  مطرح مي‌شد. كيلدال از خشم به خود مي‌لرزيد.

تير خلاص زماني زده شده كه دانشگاه واشنگتن در سال 1992، كيلدال را براي شركت در سالگرد بيست و پنجمين برنامه علوم كامپيوتري خود دعوت كرد. كيلدال يكي از اولين و ممتازترين فارغ‌التحصيلان اين دانشگاه بود و مدرك دكترا گرفته بود. با اين وجود در اين مراسم، گيتس را به عنوان سخنران اصلي در نظر گرفته بودند، كه از دانشگاه هاروارد ترك تحصيل كرده بود. كيلدال مي‌گويد: اين ضربه در او انگيزه نوشتن خاطراتش را ايجاد كرد: <خوب لابد او تحصيلات عاليه داشته كه به اينجا آمده. ولي اين تحصيلات مال من بوده نه او>.

دلخوري كيلدال قابل درك است. اما حتي دوستان او هم معتقدند كه تقصير خودش بوده است. او گرچه از لحاظ علمي و فني شخص برجسته‌اي بود، اما از نظر تجاري ضعيف بود. يك اشتباه بزرگ او اين بود كه بلافاصله نسخه پيشرفته‌تري از CP/M را آماده نكرد. او در ارائه سيستم عامل 16 بيتي، كند عمل كرد. همين تأخير بود كه به پترسون فرصت داد يك سيستم عامل 16 بيتي بنويسد و به قول سمز، چون سيستم عامل DRI در تابستان 1980 آماده نبود، IBM تصميم گرفت با گيتس وارد معامله شود.

حال اين سؤال مطرح مي‌شود كه اگر كيلدال در آن روزها از گيتس عقب نمي‌ماند، آيا مسير تاريخ عوض مي‌شد؟ جان وارتون، مشاور فني و از دوستان كيلدال مي‌گويد: <مطمئناً چنين مي‌شد>. او معتقد است: اگر كيلدال در جايگاه امروز گيتس قرار مي‌گرفت، صنعت كامپيوتر بيشتر از اين، دانشگاهي و نوآورانه مي‌شد. اما ديگران مي‌گويند: كيلدال آن چه را كه براي راهبري صنعت لازم است، در اختيار نداشت. بيل موفق شد. چون سوداگر سرسختي بود. اما گري اين سرسختي را نداشت.

منبع :ماهنامه شبکه

آدرس دائمي : تاریخچه HP  تاریخچه HP
چهارشنبه 11 شهريور 1388زمان ارسال مطلب

تاریخچه HP

آينده را ما رقم نزنيم ديگران رقم مي زنند تلاش كنيم!!!


خلاصه ماجرا:

براي نخستين بار رايانه هاي شخصي صفحه تماسي تحت عنوانHP 150 در سال 1984 توسط شركت ارائه شد. دوسال بعد از سوي شركت ماشين هاي فاكس و همزمان اولين چاپگر ليزري عرضه شد. تاكنون بازار مسلط اين نوع چاپگرها منحصراً در اختيارHP بوده است. امروزه گاراژ كوچك هيولت - پكارد به شركت عظيم رايانه اي HP تبديل شده كه در توليد و عرضه تجهيزات فناوري اطلاعات و ارتباطات در جهان پيشتاز است. اين برتري و پيشتازي تنها به جنبه هايي كه برشمرده شد محدود نمي شود بلكه اين شركت از لحاظ توجه به مباني مديريتي و تحول آن در اداره كسب و كار بر نحوه اداره بسياري شركتهاي پس از خود تاثير داشته است.

سخني كه ديويد هيولت در سال 1990 برزبان آورد بي ترديد حقيقتي آشكارا در خود داشت. او گفت؛ وقتي به گــذشته كاري خود مي نگرم، مفتخرم به اينكه شركتي را تاسيس كرده ام كه باارزشها، عمليات و موفقيتهايش به راه ديگر شركتها اثر گذاشته است. براستي نيز چنين است. اكنون شركتHP بزرگترين شركت در دره سيليكون و از عظيم ترين شركتهاي فناوري اطلاعات در جهان است با 125 هزار عضو و 50 ميليارد دلار فروش سالانه. پيشتازي شركت جنبه ديگري نيز داشته است و آن ابداع شيوه مديريتي است كه به سبك مديريت دره سيليكون موسوم شده و متفاوت از سبكهاي پيشين مديريت و حاوي نكات درس آموز بسيار است. اين شيوه از همان روزهاي نخست راه اندازي گاراژ كوچك به عنوان كارگاه هيولت و پكارد خود را نشان داد و به قوانين گاراژمعروف گشت. برخي از اين قوانين عبارت بود از:

باور كنيد كه مي توانيد دنيا را تغيير دهيد؛
سريع كار كنيد، جعبه ابزار را قفل نكنيد، همه وقت كار كنيد؛
بدانيد چه موقع تنها كار كنيد و چه موقع جمعي؛                                                
به كاركنان و همكاران خود اعتماد كنيد؛
ايده ها را مشاركتي سازيد؛
سياسي نباشيد، كاغذبازي نكنيد؛
مشتري است كه مشخص مي كند كيفيت كار چگونه بايد انجام شود؛
راههاي متفاوتي براي كاركردن اختراع كنيد؛
هرروز دين خويش را ادا كنيد؛
باور كنيد كه در صورت باهم بودن هركاري مي توان انجام داد.
در سال 1957 كه شركت به ثبت رسيد و عمومي شد، هيولت و پكارد اصول مديريت خود را در كتابي كه ديويد پكارد تحت عنوان راه HP » منتشر كرد ارائه دادند. راهHP كه توسط پكارد تشريح شده بر محور اعتماد دور مي زند. پكارد معتقد است اعتماد محور راهي است كهHP براساس آن كسب و كار خود را پيش مي برد. بازبودن درها و انبارها نشانه اي از اعتماد است. او اين سخن را زماني بر زبان راند كه يك انبار را قفل شده ديد. قفل را باز كرد و آن را به همراه يك يادداشت روي ميز مسئول مربوطه گذاشت و نوشت اتاق قفل شده هماهنگ با تفكرHP نيست. آنها معتقد به استخدام بهترين ها و گماردن افراد مناسب در مشاغل مناسب بودند. هدف از كسب و كار در نظرآنها دستيابي به ثروت نيست بلكه انجام يك خدمت يا ارائه يك محصول مورد نياز است كه از طريق آموزش مستمـر كاركنان و مديريت فرآيندها بـه دست مي آيد


اصل ماجرا:

نشان اختصاصی HP در ایران معادل چاپگرهایی است كه كیفیت و دوام بسیار خوبی دارند. تصور بیشتر ما از كمپانی HP (هیولت-پاكارد) شاید كارگاهی پر سر و صدا باشد كه در آن كارگران سخت مشغول سوار كردن قطعات چاپگرها هستند اما كمپانی HP كه در آستانه هفتاد سالگی قرار دارد هیولایی است كه تعداد كاركنان آن در سال 2008 به 309 هزار نفر رسید.

HP كه علاوه بر چاپگر در زمینه تولید سیستم‌های كامپیوتری ، لوازم جانبی كامپیوتر، نرم‌افزار و ارائه سرویس‌های آی تی و مشاوره نیز فعالیت دارد، در سال 2006 با پشت سر گذاشتن كمپانی بزرگ IBM به لحاظ میزان فروش در صدر كمپانی‌های كامپیوتری جهان ایستاد. این كمپانی كارش را از گاراژی در كالیفرنیا و با سرمایه 538 دلار آغاز كرد. دو مهندس جوانی كه پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه استنفورد در رشته مهندسی برق این كمپانی را راه انداختند، چنان خلاقیت و پشتكاری به خرج دادند كه امروز درآمد سالانه HP نزدیك به دو برابر درآمد سالانه نفتی ایران است.

كمپانی HP در سال 2007 با رسیدن به سقف درآمد سالانه 104میلیارد دلار، به عنوان نخستین كمپانی در سیلیكون‌ولی با درآمد سالانه بیش از 100 میلیون دلار شناخته شد. این درحالی است كه درآمد نفتی ایران در همان سال اندكی بیشتر از 50 میلیارد دلار بود. در واقع این تنها یك روی سكه است در طرف دیگر آن، HP شركتی است كه سالانه میلیون‌‌ها دلار از همین درآمد را صرف تحقیق و توسعه می‌كند.

دانشمندان و محققان برجسته‌ای كه در این 70 سال در آزمایشگاه‌های بی‌نهایت مجهز این كمپانی فعالیت كردند، بنیانگذار بسیاری از تكنولوژی های مدرن بودند. بی‌شك شاهكار بخش تحقیق و توسعه HP، كشف ممریستور، المان چهارم الكترونیك بود كه پس از هفت سال كار مداوم به دست آمد.
ویلیام هیولت (W.Hewlett) و دیوید پاكارد (D.Packard) هر دو در رشته مهندسی برق از دانشگاه استنفورد در سال 1934 فارغ‌التحصیل شدند.

زمانی كه این دو دوست در دوره ركود اقتصادی شدید آمریكا از طرف یكی از اساتید دانشگاه استنفورد به نام پروفسور فردریك ترمان (F.Terman) بورس تحصیلی دریافت كردند، كمپانی هیولت پاكارد كارش را در گاراژی در حوالی پالوآلتو در كالیفرنیا آغاز كرد. در واقع ترمان به نوعی راهنما و مشاور آنها در جریان شكل‌گیری این كمپانی بود. این شراكت در سال 1939 با سرمایه 538 دلار شكل رسمی به خود گرفت. هیولت و پاكارد برای آنكه تصمیم بگیرند نام كمپانی تازه‌تاسیس‌شان هیولت-پاكارد باشد یا پاكارد-هیولت، به پرتاب سكه پناه بردند.

این پاكارد بود كه سكه در هوا به نام او چرخید اما اسم شركت تولیدی تجهیزات الكترونیكی‌شان را “كمپانی هیولت-پاكارد” گذاشت. سرانجام كمپانی هیولت-پاكارد یا همان HP هشتم آگوست 1947 به طور قانونی و حقوقی ثبت و در ششم نوامبر 1957 سهام آن به عموم عرضه شد. در ‌میان انبوه پروژه‌هایی كه آنها انجام دادند، نخستین محصولی كه به لحاظ مالی به موفقیت چشمگیری دست یافت نوسان‌ساز صوتی بسیار دقیقی بود موسوم به مدل HP200A. ابتكاری كه آنها در این محصول به خرج داده بودند بسیار ساده اما كارآمد بود؛ استفاده از یك لامپ معمولی به عنوان مقاومت تابع دما در قسمتی حیاتی از مدار دستگاه‌شان.

در واقع این حركت خلاقانه به آنها اجازه داد تا HP200A را به قیمت بسیار پایین 40/54 دلار بفروشند و این در حالی بود كه قیمت دیگر نوسان ساز‌های رقیب در بازار با پایداری به مراتب كمتر، به بیش از 200 دلار ‌می‌رسید. مجموعه ژنراتور‌های مدل 200 دست كم تا سال 1972 با مدل 200AB ادامه یافت، مدلی كه همچنان با همان لامپ‌های تاریخی عرضه ‌می شد، اما به هرحال طراحی آن طی آن سال‌ها بار‌ها مورد اصلاح قرارگرفت. شاید این دستگاه با 33 سال فروش بی‌وقفه، دیرپاترین طراحی الكترونیكی تاریخ باشد. یكی از نخستین مشتری‌های هیولت-پاكارد كمپانی والت دیزنی بود كه برای تایید عملكرد سیستم‌های صدای فراگیر فانتاساوند نصب شده در سالن‌های نمایش فیلم Fantasia، هشت نوسان‌ساز مدل 200B را به قیمت 50/71 دلار برای هر كدام خرید.

كمپانی هیولت-پاكارد در ابتدای كار تمركز چندانی بر حوزه خاصی نداشت و روی گستره وسیعی از محصولات الكترونیكی مورد استفاده در صنعت و حتی كشاورزی نیز كار ‌می‌كرد. اما سرانجام آنها تصمیم گرفتند كه روی تجهیزات الكترونیكی با كیفیت بالای آزمایش و اندازه‌گیری، تمركز كنند. پس از آن از دهه 1940 تا 1990 این كمپانی تمام تلاش و تمركزش را روی ساخت ابزار‌ها و تجهیزات الكترونیكی مخصوص آزمایش گذاشت.

در آن سال‌ها ویژگی متمایزكننده‌ای در محصولات هیولت-پاكارد وجود داشت كه مرز‌های گستره و دقت در اندازه‌گیری را به پیش ‌می‌برد:بسیاری از ابزار‌های HP بسیار حساس‌تر، دقیق‌تر و كم‌خطا‌تر از دیگر تجهیزات هم‌تراز با آنها بود. در ‌میان ابزار‌های تولید شده در این كمپانی مولد‌های سیگنال، ولت متر، اسیلوسكوپ، فركانس‌شمار، دماسنج، آنالیزور موج و بسیاری دیگر به چشم ‌می‌خوردند.

دهه 1960

اگرچه HP تا چند سال پس از آن كه “هشت خائن” آزمایشگاه نیمه‌هادی شاكلی متعلق به ویلیام شاكلی (W.Shockley)، برنده جایزه نوبل فیزیك در سال 1956 را در سال 1957 به منظور تاسیس كمپانی نیمه‌هادی فیرچیلد، ترك كردند، در تولید دستگاه‌های نیمه‌هادی هیچ سرمایه‌گذاری‌ای نكرده بود، اما از این كمپانی به عنوان بنیانگذار نمادین سیكیون ولی (Silicon Valley) یاد ‌می شود. در واقع بخش HP Associates كمپانی هیولت-پاكارد كه در سال 1960 تاسیس شد، به خاطر تولید دستگاه‌های نیمه‌هادی به وجود آمد كه بیشتر مصارف داخلی دارند.

ابزار‌های اندازه‌گیری و ماشین‌حساب‌های ساخت كمپانی هیولت-پاكارد از جمله محصولاتی هستند كه در آنها از این دستگاه‌های نیمه‌هادی استفاده ‌می‌شود. كمپانی هیولت-پاكارد در دهه 1960 به خاطر تولید برخی محصولات كیفیت بالا با كمپانی‌های ژاپنی سونی و یوكوگاوا الكتریك، شریك شد. اما با توجه به هزینه‌های بسیار بالای ساخت محصولات HP در ژاپن، این محصولات با موفقیت چشمگیری مواجه نشدند. پس از آن HP و یوكوگاواالكتریك در سال 1963 اقدام به سرمایه گذاری مشتركی موسوم به “یوكوگاوا هیولت-پاكارد” كردند تا در ژاپن بازاری برای محصولات HP ایجاد كنند. سرانجام HP در سال 1999 سهم یوكوگاوا الكتریك در این شركت مشترك را خریداری كرد.

HP در دهه 1960 كمپانی كوچكی موسوم به Dynec را تاسیس كرد تا به طور خاص در ز‌مینه تجهیزات دیجیتالی فعالیت كند. اسم این كمپانی برگرفته از لوگوی كمپانی، “hp” است كه اگر وارونه شود نشان دهنده دو حرف اول اسم این كمپانی جدید “dy” خواهد بود. بعد‌ها این كمپانی به Dymec تغییر نام داد و سرانجام در HP ادغام شد. در همین سال‌ها بود كه HP استفاده از ‌مینی‌كامپیوتر‌های شركت DEC در ابزار‌هایش را آغاز كرد.

اما برای HP كه رفته‌رفته به ابرقدرتی تبدیل ‌می‌شد، به جای سر و كله زدن با DEC، راحت‌تر بود كه تیم طراحی دیگری را بخرد. اینگونه بود كه HP در سال 1966 با معرفی مجموعه ‌مینی‌كامپیوتر‌های HP 2100 / HP 1000 پا به بازار نوظهور كامپیوتر گذاشت. در واقع این محصول جدید HP طرح ساده‌ای بر پایه آكومولاتور (انباره) با تعدادی رجیستر بود كه آرایشی شبیه به معماری Intel x86 داشت.

با وجود تلاش‌های مغرضانه رقبا برای از دور خارج كردن این محصول، ‌مینی‌كامپیوترهای HP به مدت بیست سال در بازار یكه‌تازی كردند. این ‌مینی كامپیوتر‌ها به نوعی نیای كامپیوتر‌های رو‌میزی HP250 و HP9800 نیز به حساب ‌می‌آیند.


دهه 1970


شاهكار HP در دهه 1970 شاید كامپیوتر سرور تجاری این كمپانی موسوم به HP 3000 باشد كه از بازنشستگی آن چند سالی بیشتر نمی‌گذرد. مجموعه تر‌مینال‌های هوشمند موسوم به HP 2640 كه پایه‌گذار ‌میانجی‌های مبتنی بر شكل به حساب ‌می‌آیند و “كلید‌های نمایش كاركرد” كه امروزه از آن در پمپ‌های بنزین و به خصوص در باجه‌های خودپرداز بانك‌ها به طور گسترده‌ای استفاده ‌می‌شود، تكنولوژی‌هایی هستند كه توسط كمپانی HP در دهه 1970 عرضه شدند.

اگرچه HP در روز‌های آغازین ورودش به عرصه كامپیوتر مورد تمسخر قرار ‌می‌گرفت، اما سرانجام این كمپانی تمام رقبا حتی IBM، بزرگ‌ترین فروشنده تكنولوژی در جهان را به لحاظ فروش پشت‌سر گذاشت. كمپانی HP از سوی مجله معتبر Wired به عنوان تولیدكننده نخستین كامپیوتر شخصی موسوم به Hewlett-Packard 9100Aدر سال 1968، مورد تقدیر قرار گرفت. البته HP این محصول جدیدش را با عنوان ماشین‌حساب رو‌میزی معرفی كرد. ویلیام هیولت در توضیح علت این كار گفته بود: “اگر به این هم ‌می‌گفتیم كامپیوتر رو‌میزی، از سوی معلمان كامپیوتر مشتری‌هایمان مورد پذیرش قرار نمی گرفت چون به هیچ‌وجه شبیه كامپیوتر IBM نیست.

بنابراین تصمیم گرفتیم كه اسمش را ماشین‌حساب رو‌میزی بگذاریم و از شر تمام یاوه‌گویی‌های این‌چنینی خلاص شدیم.” سپس نوبت به یك پیروزی بزرگ دیگر در قالب یك شاهكار مهندسی رسید؛ تولید مدار منطقی بدون استفاده از مدار‌های مجتمع. در واقع تا آن زمان در تمام قسمت‌های مجزای كامپیوتر باید مرحله مونتاژ پردازشگر انجام ‌می‌شد. اما HP به لطف این تكنولوژی جدید توانست كامپیوتر‌هایش شامل نمایشگر لامپ كاتدی، حافظه كارت مغناطیس و چاپگر را با قیمتی نزدیك به پنج‌هزار دلار عرضه كند.

استیو وزنیاك (S.Wozniak)، بنیانگذار كمپانی Apple زمانی كه در HP مشغول به كار بود كامپیوتر Apple را طراحی كرد و به HP پیشنهاد داد كه این طرح را همراه با حق استنكاف به آنها واگذار كند. اما HP كه ‌می‌خواست همچنان در بازار‌های صنعتی، علمی و تجاری ماندگار باشد، این پیشنهاد را نپذیرفت. كمپانی HP رفته‌رفته در گستره وسیعی از محصولات به اعتباری جهانی دست یافت.

آنها در معرفی بسیاری از محصولات در جهان، اولی بودند؛ ماشین‌حساب الكترونیكی علمی جیبی (HP-35) در سال 1972، ماشین‌حساب قابل برنامه‌نویسی جیبی (HP-65) در سال 1974، نخستین ماشین‌حساب الفبایی-عددی قابل برنامه‌نویسی و قابل ارتقا (HP-41C) در سال 1979 و نخستین ماشین‌حساب نمادی با قابلیت رسم نمودار (HP-28C).

درست مثل ماشین‌حساب‌های علمی و تجاری و HP دیگر محصولات این كمپانی از قبیل اسیلوسكوپ‌ها، آنالیزور‌های منطقی و انواع ابزار‌های اندازه‌گیری، به خاطر استحكام و قابلیت استفاده‌شان شهرت فراوانی داشتند. فلسفه طراحی كمپانی HP در دهه 1970 را ‌می‌توان در این عبارت خلاصه كرد؛ “طراحی برای اونی كه رو نیمكت كناری نشسته.”

دهه 1980


در سال 1984 كمپانی HP چاپگر‌های جوهر‌افشان و لیزری‌اش برای كامپیوتر‌های رو‌میزی را معرفی كرد. بعد‌ها این چاپگر‌ها در راستای توسعه خط تولید اسكنر HP تبدیل به دستگاه‌های چندكاره‌ای شدند كه موفقیت چشمگیری داشتند؛ ماشین‌های چندكاره‌ای كه فكس، كپی، اسكنر و چاپگر را یكجا به مشتری عرضه ‌می كرد.

مكانیزم‌های چاپ به كار رفته در چاپگرهای لیزری بی‌نهایت پرطرفدار این كمپانی تقریبا به كلی وابسته به اجزای تولیدشده توسط شركت Xerox بود. در واقع كمپانی HP سخت افزار، ‌میان‌افزار و نرم افزارهایی تولید ‌می‌كرد كه ‌می‌توانستند اطلاعات را به دات‌هایی تبدیل كند كه برای آن مكانیزم‌های چاپ، قابل استفاده باشد. در سال 1987 آن گاراژی كه هیولت و پاكارد كارشان را از آن آغاز كرده بودند، به عنوان نقطه عطف تاریخی ایالت كالیفرنیا برگزیده شد.


دهه1990


در دهه 1990 كمپانی HP خط تولید محصولات كامپیوتری‌اش را كه در ابتدا بیشتر مشتری‌های دانشگاهی و تحقیقاتی را هدف قرار داده بود، گسترش داد. این كمپانی در سال 1995 با خریدن كمپانی‌های كامپیوتری آپولو و كانوكس، وسعت بیشتری یافت. در سال 1999 تمام آن بخش از كسب و كار كمپانی كه به كامپیوتر‌ها، حافظه‌ها و دستگاه‌های تصویری مربوط نمی‌شد به كمپانی دیگری موسوم به Agilent واگذار شد كه به HP تعلق دارد.

Agilent بزرگ‌ترین شركت در تاریخ سیلیكون ولی است كه از ابتدا سهام آن به عموم عرضه شد. این كمپانی 8 ‌میلیارد دلاری كه 30 هزار كارمند دارد، در ز‌مینه تولید ابزارهای علمی، نیمه‌هادی‌ها، دستگاه‌های مورد استفاده در شبكه‌سازی نوری و تجهیزات الكترونیكی مخصوص آزمایش فعالیت ‌می‌كند. كارلی فیورینا (C.Fiorina) كه در سال 1999 به عنوان مدیرعامل HP انتخاب شد، نخستین زنی بود كه در این كمپانی به این سمت انتخاب شد. پس از درگیری‌های بسیار فیورینا در سال 2005 مجبور به استعفا شد.

دهه 2000


در سال 2002، HP و كمپانی كامپك (Compaq) در هم ادغام شدند. پیش از این ادغام، كامپك در سال‌های 1997 و 1998 دو كمپانی كامپیوتری نسبتا بزرگ را خریده بود. كمپانی HP به دنبال این استراتژی به یكی از بازیگران بزرگ در بازارهای گوناگون كامپیوترهای رو‌میزی، لپ‌تاپ‌ها و سرورها در سراسر جهان تبدیل شد. پس از این ادغام و به نشانه تاكید بر اتحاد این دو كمپانی نشان اختصاصی این كمپانی به “HPQ” تغییر یافت

 



تعداد 3 خبر در 1 صفحه قرار دارند و هم اکنون شما درصفحه 1 هستيد.